از زمان انتشار وایتپیپر بیتکوین توسط ساتوشی ناکاموتو در سال ۲۰۰۸، توجه مردم عمدتاً به پتانسیل سوداگرانه (سرمایهگذاری و سفتهبازی) ارزهای دیجیتال و فناوری هیجانانگیزِ بلاکچین معطوف بوده؛ همان فناوریای که امید میرود سیستم مالی را جهانیتر، شفافتر، عادلانهتر و کارآمدتر کند. اما با وجود آرمانگرایی اولیه بیتکوین، بسیاری از افراد ظرفیت استفاده از ارزهای دیجیتال برای کمکرسانی به مناطقی را که در آنها ارز رسمی یا ساختار حکمرانی و دولت دچار فروپاشی یا ناکارآمدی است، نادیده میگیرند. هرچند ثروتهای کریپتویی معمولاً تصویری از «برادرهایی با لامبورگینی» را تداعی میکند، اما ما که به پتانسیل نوعدوستانه ارزهای دیجیتال باور داریم، میدانیم این کلیشه درباره ثروتمندان کریپتو دقیق و درست نیست. در واقع، افزایش تعداد خیریههای کریپتویی، Charity Coinها (کوینهای با مأموریت خیریه) و بنیادها، در کنار زیرساختهای رو به رشد برای پذیرش و انتقال ارزهای دیجیتال، نشاندهنده تمایل به استفاده از کریپتو بهعنوان نیرویی برای خیرِ جهانی است. امروز حدود ۴۰ میلیون نفر در سراسر جهان مالکِ ارزهای دیجیتال هستند. با پذیرش کریپتو، خیریههای سنتی توانستهاند اعتماد بیشتری نسبت به امنیتِ کمکها و فرایندِ اهدا ایجاد کنند و در عین حال به مجموعه جدیدی از اهداکنندگانِ ثروتمندِ کریپتومحور دسترسی پیدا کنند؛ مجموعهای که حتی در دوران اخیرِ «بازار نزولی کریپتو» (bear market) نیز در حال رشد است. با این حال، با وجود اینکه ۱۰۰۰ نفر مالک ۴۰ درصد از کلِ بازار بیتکوین هستند، تعداد افرادی که قادر به اهدای مبالغِ قابلتوجه از طریق کریپتو به خیریهها باشند، همچنان محدود است. به همین دلیل، بسیاری از خیریهها و بنیادهای موجود بر کمکهای کلان از سوی اهداکنندگانِ بزرگ تمرکز دارند؛ مبالغی که سپس میتوانند میانِ نیازمندان در سراسر جهان توزیع شوند.
اما تلاشهایی مثل «استخراجِ خیریهمحور» (Charity Mining) و مدلهای جمعسپاری (Crowdsourcing)، بر روشهایی تمرکز داشتهاند که امکان مشارکتِ افراد عادی را بدون نیاز به ثروتِ عظیمِ کریپتویی فراهم کند.
حتی خیریههای سنتی نیز برای بهرهگیری از شور و اشتیاق کریپتو، پذیرش ارزهای دیجیتال را به ساختار خود اضافه کردهاند. برای مثال، در سال ۲۰۱۷، Fidelity Charitable — نهادی که بزرگترین Donor-Advised Fund (صندوقِ تحتمدیریتِ اهداکنندگان) در آمریکا را در اختیار دارد تنها در همان سال، ۶۹ میلیون دلار کمکِ کریپتویی دریافت کرد.
تمام این تلاشها، از بنیادها تا کوینهای خیریه، بر پایه زیرساختهای پرداخت و انتقالِ پول بینالمللی بنا شدهاند؛ زیرساختهایی که امکان توزیع بهترِ منابع به نیازمندان را فراهم میکنند.
در ادامه، مروری ساختاریافته بر روشهایی که ارزهای دیجیتال تاکنون وارد دنیای خیریه شدهاند:
بنیادهای خیریه کریپتویی
با هدف رساندنِ مستقیمِ منابعِ کریپتویی به دستِ نیازمندانِ واقعی، بنیادهای خیریه کریپتویی در سطح جهان شکل گرفتهاند تا پروژههای بزرگِ کمکرسانی را هماهنگ و اجرا کنند. برخی از آنها بر کمکهای بزرگ از سوی تعدادِ اندکی اهداکننده تمرکز دارند، برخی مأموریتهای خیریه افراد بسیار ثروتمندِ حوزه کریپتو هستند، و برخی دیگر امکان مشارکت افراد عادی را نیز فراهم میکنند. همه این بنیادها با هدف یافتن راههایی برای توزیع کمک به مناطقی که سیستم مالی یا دولت شکست خوردهاند، فعالیت میکنند؛ مانند ونزوئلا و میانمار.
در همین راستا، برایان آرمسترانگ، مدیرعامل Coinbase، در سال ۲۰۱۸ بنیاد GiveCrypto را راهاندازی کرد. این بنیاد با الهام از مدل GiveDirectly، با مدیریت Joe Waltman (مدیر اجرایی) تاکنون ۴ میلیون دلار کمکِ کریپتویی جمعآوری کرده؛ با اهداکنندگانی همچون خود آرمسترانگ، کریس لارسن از Ripple و Zooko Wilcox از Zcash.
GiveCrypto عمدتاً از مدل «سفیرِ محلی» (Ambassador Model) استفاده میکند: ارتباط با افرادی در میدان که مسائلِ منطقه را بهخوبی میشناسند و میدانند چطور کمک را به شکلی مؤثر و امن به دست مردم برسانند تا صرف نیازهای ضروری مثل غذا و سرپناه شود. بخش بزرگی از تأمین مالی در این حوزه توسط «ثروتمندانِ بسیار کلانِ کریپتو» انجام میشود که کمکهای بزرگِ مستقیم به سازمانهای غیرانتفاعی (NPO) پرداخت کردهاند.
یکی از بزرگترین نمونهها، سرمایهگذار ناشناس «Pine» است (گفته میشود جزو ۲۵۰ مالکِ بزرگ بیتکوین) که ۵۰۵۷ BTC به ارزش تقریبی ۸۶ میلیون دلار را صرف تأسیسِ Pineapple Fund کرده و تاکنون ۵۵.۷۵ میلیون دلار را میان ۶۰ خیریه توزیع کرده است.
اما همه بنیادهای کریپتویی صرفاً متکی به اهداکنندگانِ کلان نیستند. برای مثال، BitHope (اولین پلتفرم جمعسپاری بیتکوینی برای NGOها در اروپا) امکان مشارکت برای همه اهداکنندگان را فراهم میکند، بزرگ یا کوچک، و به آنها اجازه میدهد روند مصرف کمک را دنبال کنند. همچنین پلتفرمهایی مثل Charity Mine و Give Bytes افراد را قادر میسازند تا ارز دیجیتال را فقط با هدف اهدا استخراج کنند؛ بدون اینکه نیاز باشد حساب بانکی خود را به خیریهها متصل کنند.
کوینهای خیریهمحور (Charity Coins)
کوینهای خیریهمحور برای ساختن یک ارز بومی در راستای یک مأموریت خیریه خاص (مثلاً تأمین آب سالم) ایجاد شدهاند. این کوینها وعده میدهند که خریداران و اهداکنندگان با مشارکت در یک دفترکلِ عمومیِ شفاف (public ledger)، بتوانند مسیرِ مصرفِ پول را دنبال کنند. البته باید توجه داشت که اثربخشی آنها چه در مقیاس بزرگ، چه کوچک هنوز اثبات نشده و ماهیتی بسیار آزمایشیتر نسبت به سایر روشها دارند. برای مثال، Clean Water Coin که فقط برای Charity: Water سرمایه جمع میکند، راهی سریع برای اهدای کریپتو با تمرکز بر یک هدف مشخص فراهم میکند.
همچنین AidCoin یک اکوسیستم کاملِ خیریهمحور ایجاد کرده: توکنِ شفافِ اهدا (AidCoin)، پلتفرمِ مدیریتِ کمک (AidChain)، و یک Payment Gateway و ویجت قابلجاسازی (AidPay) که خیریههای ثبتشده را قادر به پذیرش و تبدیل سایر ارزها به AidCoin میکند.
Pinkcoin نیز یک کوینِ خیریهای طراحی کرده که اهداکنندگان ضمن مشارکت در کمکرسانی، از سخاوت خود سود مالی نیز کسب میکنند و نسبت به سایر کوینهای آزمایشی عملکرد بهتری داشته است.
خیریههای سنتی که کریپتو میپذیرند
خیریههای کریپتویی فقط متعلق به شرکتهای نوپای فناوریمحور نیستند. بسیاری از سازمانهای جهانیِ غیرانتفاعی در سالهای اخیر پذیرش کریپتو را آغاز کردهاند، هم امنیتِ کمک را افزایش دادهاند و هم به جمع اهداکنندگانِ دارای نقدینگیِ کریپتویی دسترسی پیدا کردهاند.
سازمانهایی مثل United Way Worldwide، Save the Children، Red Cross و The Water Project از طریق BitPay و Coinbase یا بنیادهایی مثل BitGive و BitHope بیتکوین و اتریوم را میپذیرند.
همچنین شرکتهایی مثل IBM نیز در حال آزمایش و توسعه پلتفرمهای بلاکچینی برای کمکرسانی هستند؛ نشان میدهند که هم منابع مالی و هم اثرِ کمکرسانی زمانی تقویت میشود که خیریههای سنتی کریپتو را بپذیرند.
شرکتهای پرداخت و انتقال پول (Payment & Remittance)
بدون زیرساخت مناسب برای پذیرش و ارسال کریپتو، اساساً خیریهها قادر به استفاده از ویژگیهای جهانی و شفاف این فناوری نبودند.
BitPay و Coinbase راهی ساده برای دریافت کمکِ کریپتویی فراهم کردهاند، اما رساندن این منابع به افراد در میدان همچنان چالشبرانگیز است.
اینجاست که شرکتهایی مثل CoinText، Lite.im، BitPesa و BitPesa وارد عمل میشوند. برای مثال GiveCrypto از CoinText برای ارسال کمک به پناهندگانِ میانمار استفاده کرده است. اما چالش اصلی: بسیاری از نیازمندان به فناوری یا دانش لازم برای دریافت و مصرف کریپتو دسترسی ندارند. پلتفرم Airtm این مسئله را با پروژه AirdropVenezuela تا حدی حل کرده: هدف رساندن ۱ میلیون دلار به ۱۰۰ هزار ونزوئلایی (۱۰ دلار به هر نفر) از طریق کیف پول اختصاصی Airtm است؛ تا هم تقلب کاهش یابد و هم مشارکت در اقتصاد دیجیتال تسهیل شود. مدل دیگر که بنیادهایی مثل GiveCrypto آزمایش کردهاند، مدل «سفیرِ محلی» است؛ یعنی متخصصی از همان منطقه، آموزش، ابزار و اعتماد را به دریافتکنندگان منتقل میکند.
آینده خیریه کریپتویی
شور و اشتیاق برای استفاده از کریپتو و بلاکچین در کمکرسانی الهامبخش است؛ همان آتش آرمانگرایانه روزهای ابتدایی بیتکوین: توانمندسازی و حفاظت از مردم در سیستمهای اقتصادی و دولتیِ شکستخورده یا فاسد. اما زمان نشان خواهد داد که این سازمانها چگونه با چالشهای نوسان، اهداکنندگانِ خطرناک یا مشکوک، سرقت، کلاهبرداری، و ابهامِ قوانین مرزی مواجه میشوند.
خوشبختانه بنیادهای کریپتویی و آنهایی که از متدولوژی آنها پیروی میکنند با ذهنیتِ آزمایشیِ برنده استارتاپی، در موقعیت مناسبی برای مواجهه با این چالشها هستند.


