کشیدگی ردیف و محتوا

راب سیگل در سال ۲۰۰۹ فیلم‌ساز گمنام و درگیر بود. او ایده‌ای برای داستان یک کشتی‌گیر ازکارافتاده داشت، اما هیچ‌کس حاضر نبود آن را بخرد. تا زمانی که آن را به شکل یک داستان مطرح نکرد، کسی به کارش علاقه‌مند نشد.

جمله‌ی شروع سیگل این نبود که:

«این یک درام ورزشی با قوس شخصیتی ۴۰ درصدی است».

او ایده‌اش را این‌گونه تعریف کرد:

«قهرمانی بود. بچه‌ها ماسک او را می‌پوشیدند، هیولاها نامش را فریاد می‌زدند. اما حالا، در بخش اغذیه‌فروشی یک سوپرمارکت کار می‌کند، بدنش فرسوده، روزهای طلایی‌اش گذشته. تا این‌که یک شب فراموش‌نشدنی فرا می‌رسد. تلفنش زنگ می‌خورد، و حریف قدیمی‌اش پشت خط است. این یک مسابقه‌ی تکراری برای شهرت نیست؛ این نبردی برای حفظ کرامت اوست.»

فیلم «کشتی‌گیر» با بازی میکی رورک، اکنون به اثری شناخته‌شده تبدیل شده است. زیرا راب سیگل قدرت داستان‌گویی را به‌خوبی درک می‌کرد — و همین باعث شد هم فیلم و هم خودش بتوانند مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند، جوایز بی‌شماری ببرند و مسیر حرفه‌ای بسیاری را از نو زنده کنند.

واقعیت این است:

داستان‌ها بر همه‌چیز حکومت می‌کنند.

جهان هزاران سال با ایده‌های مذهبی دوام آورده — با کمک داستان‌ها.

داستان‌هایی که احساسات ما را درگیر می‌کنند، بازار را در دست دارند؛ مثل کاری که نایکی و اپل می‌کنند. شخصیت‌هایی مانند مارتین لوتر کینگ و چرچیل، با کلمات و اقدامات خود، تاریخ را دگرگون کردند — و آنچه آن‌ها را ماندگار کرد، داستان‌گویی بود.

بیشتر مردم داستان‌ها را این‌طور تعریف می‌کنند:

«نرم‌افزار ما بهره‌وری را ۳۰٪ افزایش می‌دهد.»

در حالی که یک داستان واقعی این‌طور شنیده می‌شود:

«با سارا آشنا شوید. او شب‌ها تا دیروقت پای فایل‌های اکسل بود. بعد با ابزار ما آشنا شد و زندگی‌اش دگرگون شد. حالا ساعت ۵ کارش تمام می‌شود و قبل از خواب برای بچه‌هایش کتاب می‌خواند».

تفاوت را متوجه شدید؟

این راهنما طراحی شده تا به شما کمک کند از  قدرت داستان‌سرایی بهره بگیرید — چه در نوشتن، معرفی، فروش یا حتی جلب توجه در یک جمع دوستانه.

بخش اول: علم اعتیاد (چرا نمی‌توانیم در برابر داستان‌ها مقاومت کنیم؟)

مغز شما و داستان‌ها: یک عاشقانه شیمیایی

پژوهشگر دانشگاه پرینستون، یوری هاسون، کشف کرد که هنگام شنیدن داستان، مغز شنونده از نظر فیزیکی با مغز راوی هم‌راستا می‌شود. این یک پدیده کاملاً ملموس است.

با افزایش کشمکش داستان، دوپامین در بخش‌های مختلف مغز ترشح می‌شود و تمرکز  را  افزایش می‌دهد.

زمانی که شخصیت‌ها به هم نزدیک می‌شوند،  اکسی‌توسین  ترشح می‌شود و مخاطب را درگیر می‌کند.

در لحظات تنش و درگیری، کورتیزول در بدن ترشح می‌شود و احتمال به‌خاطر سپردن داستان بالا می‌رود.

به زبان ساده، داستان خوب فقط سرگرم نمی‌کند —مغز ما را تغییر می‌دهد.

به همین دلیل است که:

اسلایدهای پاورپوینت با کلی تصویر فراموش می‌شوند، اما داستان فیلم‌ها در ذهن ما ماندگار می‌مانند.

سخنرانی‌های TED همه چیز را از طریق داستان تعریف می‌کنند، نه با فهرست‌های گلوله‌ای (Bullet Points).

داستان‌های شبانه دور آتش، حتی وقتی می‌دانیم ساختگی‌اند، باز هم تن‌مان را می‌لرزانند.

مفهوم «سفر قهرمان» فراتر از اسطوره‌هاست.

 جوزف کمپبل با تحلیل بیش از ۱۰٬۰۰۰ فرهنگ، به الگوی تکرارشونده‌ای در داستان‌ها رسید که همواره دیده می‌شود، شامل مراحل زیر:

1.قهرمان (مشتری یا مخاطب شما)

2. با چالشی مواجه می‌شود (درد یا نیاز او)

3. راهنما  را می‌بیند (شما یا محصول‌تان)

4.برنامه‌ای دریافت می‌کند (راه‌حل شما)

5. شکست را پیشگیری می‌کند (با ترسیم عواقب)

6. و در نهایت دگرگون می‌شود (دستاورد ملموس)

مثال‌ها:

جنگ ستارگان: پسر روستایی- راهنما -سیاره مرگ – پیروزی

پست لینکدین: «من شکست خوردم» – X را یاد گرفتم- حالا به Y کمک می‌کنم – و این راهشه

این الگو هم در داستان‌گویی سنتی جواب می‌دهد، هم در بازاریابی مدرن.

اگر برندتان را مثل یک راهنما روایت کنید، و مشتری را قهرمان ماجرا بدانید، تأثیر داستان‌تان چند برابر می‌شود.

بخش دوم: نقشه راه داستان‌گویی (از این چارچوب استفاده کن)

از بزرگان یاد بگیر (مثل شکسپیر)

داستان‌ها معمولاً حول چند تم محدود می‌چرخند. در واقع، ۷ خط داستانی اصلی وجود دارد:

1. از فرش به عرش

   مثل داستان اوپرا یا فیلم راکی

2.سفر و جستجو

   مثل ارباب حلقه‌ها  یا پادکست How I Built This

3.تولد دوباره

   مثل داستان اسکروج یا روایت‌هایی درباره‌ی ترک اعتیاد

4.غلبه بر هیولا

   مثل نبرد داوود و جالوت  یا یک استارتاپ کوچک در برابر یک صنعت غول‌آسا

5.کمدی / تراژدی

   بخش بزرگی از داستان‌ها درباره‌ی موفقیت‌ها و شکست‌هاست — و مردم از هردو لذت می‌برند

نکته کاربردی:

برای ایجاد کشش در روایت، هر سه جمله یک‌بار از عبارت «اما بعد…» استفاده کن:

مثال:

«پولی نداشتم.

اما بعد…  کسی را ملاقات کردم که راه را نشانم داد.

شروع به پول درآوردن کردم.

اما بعد… شریکم بر علیه من شد».

ساختار داستان (راز فیلم‌های هالیوودی)

1. مقدمه (Setup)

قهرمان را معرفی کن (تو یا مشتری‌ات) دنیای فعلی‌اش را نشان بده؛ قبل از اینکه تغییری رخ دهد

غافلگیری را آشکار کن: مشکل یا فرصت

مثال:

«دو سال پیش، من یک معلم خسته و ناامید بودم که ساعت دو صبح مشغول تصحیح برگه‌ها بودم…

تا این‌که یکی از دانش‌آموزانم سوالی پرسید که همه‌چیز را تغییر داد».

ادامه این چارچوب در بخش‌های بعدی بیشتر باز می‌شود. ولی همین الان هم اگر از این الگوها استفاده کنی، داستان‌هایت متحول می‌شوند.

ادامه چارچوب داستان‌گویی:

درگیری (Conflict):

نقطه‌ی اوج بحران، شکست‌ها، اشتباهات، و دشمنان پنهان

معرفی لحظات سخت و واقعی

ابزاری که به کمک می‌آید (محصول، تجربه، بینش)

و تاریک‌ترین لحظه: جایی که تقریباً تسلیم شدی

مثال:

فریلنسری اولش هیجان‌انگیز بود،

ولی خیلی زود تبدیل شد به جهنم — کلاه‌برداری، دستمزدهای پایین، و بی‌انگیزگی مدام.

واقعاً سخت بود. تا اینکه به روش X] رسیدم.

اوایل کاملاً بی‌فایده بود…

اما بعد…»

دگرگونی (Transformation):

نقطه‌ی عطف و پیروزی

* لحظه‌ای که ورق برمی‌گردد

* نتایج ملموس و مثبت

* درس‌هایی که گرفتی

مثال:

«الان ۵ برابر بیشتر از قبل درآمد دارم، با تدریس آنلاین. این رویکرد همه‌چیز را برایم تغییر داد…»

ترفندهای حرفه‌ای (از کمدین‌ها تا رهبران بیزینس)

تکنیک «پانچ‌لاین» (Punchline) — برگرفته از استندآپ کمدی:

ابتدا: تعلیق بساز

سپس: غافلگیری و حل مسئله

مثال طنز:

«بدترین روز زندگی‌م با پنچر شدن ماشین شروع شد… بعد فهمیدم اصلاً ماشین ندارم!»

مثال بیزینسی:

«۵۰ هزار دلار خرج تبلیغات کردیم — حتی یک فروش هم نداشتیم. بعد رفتیم سراغ یک روش رایگان… و نتیجه خارق‌العاده بود.»

از دنیای شایعه‌سازی یاد بگیر!

چرا شایعه‌ها پخش می‌شن؟ چون:

با جمله‌هایی مثل این شروع می‌شن:

  هیچ‌کس واقعاً اینو نمی‌گه، اما…

  یا من دقیقاً خلاف چیزی عمل کردم که همه‌ی کارشناس‌ها می‌گن…

و جزییات داره، مثل:

  ساعت ۳:۱۷ صبح، یه ایمیل افتاد توی اینباکسم..

نتیجه‌گیری:

داستان خوب یعنی:

واقعیت + شکست + نقطه‌ی عطف + جزییات + احساس

و وقتی بتونی با صداقت، طنز، و کمی تعلیق اینو بچینی، نه فقط مخاطب جذب می‌کنی — بلکه در ذهن می‌مونی.

نقطه‌ی عطف و پیروزی

* لحظه‌ای که ورق برمی‌گردد

* نتایج ملموس و مثبت

* درس‌هایی که گرفتی

مثال:

«الان ۵ برابر بیشتر از قبل درآمد دارم، با تدریس آنلاین. این رویکرد همه‌چیز را برایم تغییر داد…»

سلب مسئولیت:

با این جمله شروع کن:

«می‌گفتن شکست می‌خورم، ولی این دلیله که اشتباه می‌کردن»

جزئیات میلیون‌دلاری

(مردم به جزئیات توجه می‌کنن، نه کلی‌گویی‌های مبهم). (وضعیت کسب‌وکار سخت بود).

(سه ماه از شروع گذشته بود و من با کوپن‌های قدیمی نودل فوری می‌خوردم، وقتی صاحبخونه با عصبانیت در می‌زد.)

چطور از این مهارت در فروش استفاده کنیم (بدون اینکه زورکی باشه)

فروش اقناعی:

(سیستم CRM حجم کار رو کم می‌کنه.)

(با بورکس آشنا بشید. همه‌ی کارهای دفتری‌اش رو اتومات کرده و حالا ساعت ۲ بعدازظهر از دفتر می‌زنه بیرون.)

داستان‌هایی که وایرال می‌شن:

نکاتی برای بهتر خوابیدن:

۸ روز نخوابیدم. چیزی که باعث سقوطم شد، این بود…

وقتی به‌عنوان بنیان‌گذار صحبت می‌کنی:

«ما نرم‌افزارهایی برای شرکت‌های جدید می‌سازیم»

«صاحبان کسب‌وکارهای کوچک بین فرم‌ها و فایل‌ها غرق می‌شن. ما هر روز یه ساعت از وقتشون رو پس می‌دیم.»

آخرین مأموریت: داستان تو از همین حالا شروع می‌شه

یکی از این‌ها رو انتخاب کن:

1.بایوی لینکدینت رو با ساختار سه‌پرده‌ای بازنویسی کن (شروع، درگیری، دگرگونی).

2. آخرین شکستت رو به یه داستان ۶۰‌ثانیه‌ای قهرمانانه تبدیل کن.

3.محصولت رو مثل تریلر یه فیلم توصیف کن.

به یاد داشته باش: بهترین داستان‌گوها فقط تعریف نمی‌کنن —تصویر می‌سازن.

الان نوبت توئه که کاری کنی بقیه ببینن.

پ.ن:‌ صادق باش — تو کدوم داستان بیشتر درگیر شدی؟ تو کامنت‌ها بگو و جذاب‌ترین داستانی که توی توییتر دیدی رو هم با ما به اشتراک بذار.

بستن


آژانس برندینگ و طراحی طوسی | تفکر طراحی

ما تجربه های تعاملی، محصولات دیجیتال و محتوایی که برندها را می سازد، خلق می‌کنیم و برند کسب و کارها را، بر اساس مدل تفکر طراحی توسعه می‌دهیم، تا تجربه مشتریان کامل شود و به برند وفادار بمانند.
آژانس تبلیغاتی طوسی، شامل طراحان و متخصصین حوزه های استراتژی، برندینگ، طراحی و ساخت است که به صورت یکپارچه و ۳۶۰ درجه، روی طراحی یک تجربه خاص و جذاب برای مشتریان برند، کار خواهند کرد.

آژانس برندینگ و طراحی طوسی، با بزرگترین سازمان ها و مجموعه های کشور، در بیش از ۳۰۰ پروژه برندینگ، طراحی و تبلیغات همکاری داشته است.

پروژه های اخیر

Call Now Button