کشیدگی ردیف و محتوا

چند روز پیش برای خرید به فروشگاه رفته بودم. در میان قفسه‌هایی پر از محصولات آرایشی ایستاده بودم و احساس سردرگمی می‌کردم. کدام‌ را باید انتخاب می‌کردم؟

در همین حین، نگاهم به یک رژ لب از برندی خاص افتاد. بدون لحظه‌ای تردید، می‌دانستم که باید آن را بخرم.

می‌دانید چرا؟

چند روز قبل‌تر، درباره داستان این برند خوانده بودم — درباره سختی‌هایی که بنیان‌گذارش پشت سر گذاشته بود، اشتیاق او برای تولید محصولات مراقبت از پوست وگان و بدون ظلم به حیوانات، و مأموریتش برای مقرون‌به‌صرفه کردن این محصولات. داستانش با من هم‌صدا شده بود. خودم را در مسیر او می‌دیدم. با چشم‌اندازش احساس همدلی می‌کردم. در همان لحظه، پیوندی عمیق حس کردم. به برند اعتماد کردم، نه فقط به محصولش. و بنابراین، آن رژ لب را خریدم. در میان دریایی از برندهای آرایشی، این یکی برایم متفاوت بود—چون داستانی برای گفتن داشت. داستانی که با من حرف می‌زد.

چرا به داستان نیاز دارید؟

1 892bSm2OZf5
هنر دوست شدن با مخاطب:  فقط به داستان‌سرایی نیاز دارید! 4

برند شما شایسته‌ی دیده شدن است.

برند شما شایسته‌ی این است که داستانش را روایت کند!

خبر داغ:

۹۲٪ از مصرف‌کنندگان می‌خواهند تبلیغات، داستان تعریف کنند، نه اینکه فقط فریاد بزنند «همین حالا بخر!»در دنیای امروز، هر برندی در تلاش است تا از رقبا پیشی بگیرد.

اما این رقابت آسان نیست!

خبر خوب اینجاست: شما می‌توانید با یک ابزار قدرتمند پیروز شوید —قصه‌گویی!

واقعیت این است: مردم همیشه از برند شما خرید نمی‌کنند، آن‌ها از شما خرید می‌کنند. و احتمال خریدشان زمانی بیشتر می‌شود که شما بتوانید یکی یا چند مورد از این کارها را انجام دهید:

  • داستانی بگویید که با آن هم‌ذات‌پنداری کنند
  • اعتمادشان را جلب کنید
  • راه‌حلی برای مشکلشان ارائه دهید
  • چیزی به آن‌ها بیاموزید
  • با مسیرتان آن‌ها را انگیزه‌مند کنید
  • احساساتشان را درگیر کنید

و حدس بزنید چه؟

شما می‌توانید همه‌ی این کارها را از طریق  داستان‌هایتان انجام دهید. تحقیقات علوم اعصاب نشان داده‌اند که وقتی ما یک داستان تأثیرگذار می‌شنویم، مغز ما اکسی‌توسین ترشح می‌کند — همان ماده‌ای که در روابط انسانی، اعتماد و همدلی را تقویت می‌کند. به بیان دیگر،  داستان‌سرایی خوب باعث می‌شود افراد از نظر احساسی با برند شما درگیر شوند.

برای صاحبان کسب‌وکار و نویسندگان، این یک پیام دارد:

اگر محتوای شما داستانی تعریف نکند، فقط یک صدای مزاحم در میان انبوه محتواهاست.

سه ستاره در داستان‌سرایی برند

1 3xGXZ
هنر دوست شدن با مخاطب:  فقط به داستان‌سرایی نیاز دارید! 5

۱. قهرمان

هیچ داستانی بدون قهرمان کامل نیست. قهرمان کسی است که به او افتخار می‌کنیم، با او همذات‌پنداری داریم و آرزو داریم روزی مانند او باشیم.

در داستان‌سرایی برند، سه گزینه برای انتخاب قهرمان وجود دارد:

شما، بنیان‌گذار

به‌عنوان بنیان‌گذار برند، می‌توانید خودتان را در نقش قهرمان قرار دهید! این انتخاب به‌ویژه زمانی مؤثر است که بتوانید از  چالش‌ها، شکست‌ها (بله، شکست‌ها هم اثرگذارند!) و موفقیت‌های‌تان  صحبت کنید. وقتی مخاطب این مسیر را می‌خواند، خیلی سریع با شما ارتباط احساسی برقرار می‌کند.

مشتری ایده‌آل شما

مخاطبان شما عاشق این می‌شوند که  خودشان در نقش قهرمان  باشند. این کار باعث می‌شود احساس دیده‌شدن کنند و احساس کنند کنترل موقعیت در دست خودشان است. این یک راه عالی برای ایجاد حس ارزشمندی و ارتباط شخصی با آن‌هاست.

یک هدف مشترک

گاهی اوقات،  قهرمان می‌تواند یک “هدف” باشد — مثلاً مأموریتی که شما و مخاطبان‌تان را به هم پیوند می‌دهد. چنین روایتی باعث می‌شود مخاطب حس کند به یک جریان بزرگ‌تر تعلق دارد و همین حس تعلق، او را به برند شما نزدیک‌تر می‌کند.

نکته کلیدی:

قهرمان داستان باید  با جزئیات توصیف شود ، به‌گونه‌ای که مخاطب هدف شما بتواند خودش را در او ببیند. اگر این بخش را درست اجرا کنید، تأثیر جادویی خواهد داشت.

۲. مشکل

یکی از دلایلی که ما پای یک فیلم می‌نشینیم، این است که می‌خواهیم ببینیم  قهرمان چگونه بر مشکل غلبه می‌کند و پیروز می‌شود. در داستان برند شما نیز همین ساختار باید وجود داشته باشد: باید مسئله یا چالشی را معرفی کنید  که قهرمان با آن مواجه است. این مشکل، معمولاً همان  نقطه درد (Pain Point)  مخاطب شماست — یعنی مشکلی که محصول یا خدمت شما قرار است آن را حل کند. هرچه  واضح‌تر و واقعی‌تر این مشکل را توصیف کنید، مخاطب بیشتر احساس می‌کند که «شما او را درک می‌کنید.»

مثال:

نایکی فقط کفش نمی‌فروشد؛ آن‌ها داستان‌هایی از ورزشکارانی تعریف می‌کنند که از مرزهای توان خود فراتر می‌روند.

چالش در داستان‌های آن‌ها چیست؟تردید به خود، ترس و سختی.

۳. راه‌حل

اینجا مهم‌ترین بخش داستان شماست. زمانی که راه‌حل را ارائه می‌دهید،یادتان باشد:

قهرمان، برند شما نیست — قهرمان، مشتری شماست.

نقش شما، راهنماست — کسی که به قهرمان کمک می‌کند پیروز شود.

به برندتان مثل گندالف برای فرودو  یا  یودا برای لوک اسکای‌واکر  فکر کنید! محصول یا خدمت شما باید مثل همان راه‌حلی باشد که قهرمان مدت‌ها دنبالش بوده.

مثال:

داو فقط صابون نمی‌فروشد؛ آن‌ها داستان زنانی واقعی را روایت می‌کنند که زیبایی را دوباره تعریف می‌کنند.

پیام آن‌ها؟ «ما اینجاییم تا به شما کمک کنیم زیبایی طبیعی‌تان را بپذیرید».

جمع‌بندی سه عنصر طلایی داستان برند:

1. قهرمان (مشتری یا مأموریت یا شما)

2. مشکل (نقطه درد واقعی مشتری)

3. راه‌حل (نقش برند شما به‌عنوان راهنما)

اگر این سه عنصر به‌درستی روایت شوند، برند شما فقط یک برند نخواهد بود — بلکه به داستانی تبدیل می‌شود که مردم می‌خواهند بخشی از آن باشند.

چند تکنیک موفق در داستان‌سرایی برند

دقت داشته باشید که فقط یک روش برای روایت داستان وجود ندارد. هر تکنیک، تأثیر خاص خود را بر مخاطب دارد. در ادامه، به مؤثرترین روش‌ها برای داستان‌گویی در برند می‌پردازیم:

۱. داستان‌ها و نظرات مشتریان

روایت تجربه واقعی مشتریان‌تان یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای جلب اعتماد و افزایش اعتبار برند است. وقتی مخاطب ببیند افرادی مثل خودش از برند شما نتیجه گرفته‌اند، خیلی راحت‌تر تصمیم به خرید می‌گیرد.

۲. داستان بنیان‌گذار (به‌همراه چشم‌انداز و مأموریت)

اگر می‌خواهید با مشتریانی هم‌فکر و هم‌ارزش ارتباط برقرار کنید، روایت مسیر شخصی و دغدغه‌های‌تانعالی‌ترین راه است. داستان‌هایی درباره هدف، چالش‌ها، باورها و آنچه شما را به این مسیر کشانده، می‌تواند پلی قوی بین شما و مخاطب ایجاد کند.

۳. محتوای آموزشی

این نوع داستان‌سرایی با هدف آموزش و ارتقاء آگاهی مخاطب انجام می‌شود. نه‌تنها ارزشی به مخاطب اضافه می‌کند، بلکه باعث می‌شود شما به‌عنوان مرجع و متخصص قابل اعتماد  در ذهن او ثبت شوید.

۴. داستان‌های موفقیت

این داستان‌ها معمولاً درباره افرادی است که با کمک برند شما به نتیجه‌ای عالی رسیده‌اند. این تکنیک به مخاطب نشان می‌دهد که محصول یا خدمت شما واقعاً جواب می‌دهد و نتیجه ملموس دارد.

۵. هدف یا دغدغه‌ای مشترک

زمانی‌که برند شما از یک دغدغه مشترک مثل پایداری محیط‌زیست، حمایت از حیوانات یا تولید مسئولانه سخن می‌گوید، افرادی که با این موضوع هم‌دل هستند، خودبه‌خود جذب برند می‌شوند. چنین داستان‌هایی می‌توانند باعث ایجاد حس تعلق و ساخت جامعه‌ای وفادار شوند.

بهترین مکان‌ها برای استفاده از داستان‌سرایی در برند

هنر دوست شدن با مخاطب:  فقط به داستان‌سرایی نیاز دارید! 6

(ادامهٔ این بخش می‌تواند شامل کانال‌ها و نقاط تماس برند باشد که اگر خواستید، با جزئیات برایتان می‌نویسم.) اگر مایل باشید، در قدم بعدی می‌توانم به شما نشان دهم که چطور این داستان‌ها را به‌طور عملی در وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی، بسته‌بندی، کمپین‌ها و تبلیغات‌تان اجرا کنید تا بیشترین تأثیر را بگذارید.

دوست دارید داستان‌سرایی را وارد برندتان کنید، اما نمی‌دانید از کجا شروع کنید؟

اجازه بدهید کمکتان کنم! در ادامه، فضاهایی را معرفی می‌کنم که بهترین جا برای روایت داستان برند هستند:

۱. صفحه «درباره ما»

دیگر دوران متن‌های طولانی و رسمی برای معرفی برند گذشته! مخاطب امروز حوصله‌ی بیانیه‌های کلیشه‌ای ندارد. در عوض، داستان شکل‌گیری برندتان را تعریف کنید— اینکه از کجا شروع کردید، چرا، و با چه انگیزه‌ای. این کار فوراً مخاطب را جذب می‌کند و احتمال شکل‌گیری ارتباط احساسی را بسیار بالا می‌برد.

۲. توضیحات محصول

توضیحاتی که فقط از ویژگی‌های فنی و اصطلاحات پیچیده پر شده‌اند، معمولاً خسته‌کننده‌اند.

به جای آن، داستانی تعریف کنید از اینکه محصول شما چگونه در زندگی مخاطب جا می‌گیرد و چه مشکلی را برای او حل می‌کند. این کار باعث می‌شود مخاطب بتواند خودش را در حال استفاده از محصول تصور کند.

۳. بلاگ‌ها، خبرنامه‌ها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی

این‌ها بهترین مکان‌ها برای اشتراک‌گذاری داستان هستند.

می‌توانید درباره:

  • تجربه مشتریان
  • چالش‌هایی که پشت سر گذاشتید
  • اتفاقات پشت‌صحنه
  • لحظات موفقیت یا حتی شکست

  و بسیاری موارد دیگر صحبت کنید.   این سبک محتوا نه‌تنها جلب‌توجه می‌کند، بلکه اعتماد ایجاد می‌کند.

۴. ایمیل‌ها و صفحات فروش

داستان‌هایی با شروع جذاب (Hook) و ادامه‌ی گیرای احساسی می‌توانند مخاطب را به خواندن ادامه‌ی پیام ترغیب کنند و او را تا رسیدن به پیشنهاد نهایی همراه نگه دارند.

یک روایت قوی می‌تواند تبدیل به فروش واقعی شود.

۵. پیام برند

زمانی که در حال طراحی پیام اصلی برند خود هستید، داستان‌سرایی یک ضرورت است، نه یک گزینه. داستان، برند شما را انسانی‌تر و قابل لمس‌تر می‌کند و باعث می‌شود مخاطب به جای نگاه کردن از دور، احساس نزدیکی و ارتباط  با آن پیدا کند.

جمع‌بندی نهایی

چه یک نویسنده فریلنسر باشید و چه صاحب کسب‌وکار، داستان‌سرایی سلاح مخفی شماست.

داستان باعث می‌شود:

  • از دیگران متمایز شوید
  • اعتماد ایجاد کنید
  • مخاطب را درگیر و همراه نگه دارید

اما مهم‌ترین نکته‌ای که باید همیشه به‌خاطر داشته باشید:

> داستان‌سرایی برند یعنی واقعی بودن — نه اغراق، نه دروغ، نه احساسات ساختگی. وقتی داستانی  اصیل و واقعی  را با مخاطب به اشتراک می‌گذارید، او برند شما را نه به‌عنوان یک کسب‌وکار، بلکه به‌عنوان  یک دوست، یک همراه و یک مرجع قابل اعتماد  می‌بیند.

حالا وقت آن است که از خودتان بپرسید:

داستان واقعی برند من چیست؟

چطور می‌توانم آن را طوری روایت کنم که مخاطب احساس کند بخشی از آن داستان است؟

اگر بخواهید، می‌توانم به شما کمک کنم تا داستان برندتان را استخراج و تدوین کنید — به زبانی ساده، اصیل و در عین حال تأثیرگذار. فقط کافی‌ست بگویید از کجا شروع کنیم.

بستن


آژانس برندینگ و طراحی طوسی | تفکر طراحی

ما تجربه های تعاملی، محصولات دیجیتال و محتوایی که برندها را می سازد، خلق می‌کنیم و برند کسب و کارها را، بر اساس مدل تفکر طراحی توسعه می‌دهیم، تا تجربه مشتریان کامل شود و به برند وفادار بمانند.
آژانس تبلیغاتی طوسی، شامل طراحان و متخصصین حوزه های استراتژی، برندینگ، طراحی و ساخت است که به صورت یکپارچه و ۳۶۰ درجه، روی طراحی یک تجربه خاص و جذاب برای مشتریان برند، کار خواهند کرد.

آژانس برندینگ و طراحی طوسی، با بزرگترین سازمان ها و مجموعه های کشور، در بیش از ۳۰۰ پروژه برندینگ، طراحی و تبلیغات همکاری داشته است.

پروژه های اخیر

Call Now Button